تبليغاتX
دالنود برنامه.تصاویر متحرک و...
دالنود برنامه.تصاویر متحرک و...
بهترین وبلاگ عکس متحرک

اینم چند عکس متحرک زیبا 

ادامه عکس ها در ادامه مطلب!!!

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه بیست و یکم شهریور 1388 توسط ارباب شادی

اينم چند تا عكس با فرمت عكس گوشي براي كساني كه عاشقند

                                              

               

       

چيز هميشگي را فراموش نكنيد!!!

نظرو ميگم ديگه!!!

ارباب شادي

ارسال در تاريخ شنبه بیست و یکم شهریور 1388 توسط ارباب شادی
سلام!!!

ببخشيد كه دارم بعد از يك سال آپ مي شم.!!!

بابا چي كار كنم كنكور داشتم!!!

اما عوضش يه عكس با حال گذاشتم كه بخندين!!!

آقا !!! خانم !!! بخند !!! بخند ديگه !!! دارم ناراحت ميشما!!!

آهان آفرين!!!

ارسال در تاريخ پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 توسط ارباب شادی
 

تابستون اومده و بستنی های متفاوت

نظر یادتون نره!

ارسال در تاريخ جمعه چهارم مرداد 1387 توسط ارباب شادی
 

69- ایمان به خدا

داستان دربارۀ یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سال ها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد. ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود. شب بلندی های کوه را در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت، ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد. در حالا که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل چشمانش می دید و احساس وحشتناک کشیده شدن به وسیلۀ قوه جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد، در آن لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگیش به یادش آمد. اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است. ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شد و در میان آسمان و زمین معلق ماند. در این لحظۀ سکون چاره ای برایش نماند جز آنکه فریاد بزند: خدایا کمکم کن.
ناگهان صدای پرطنینی از آسمان شنیده شد: چه می خواهی؟
مرد گفت: ای خدا نجاتم بده.
 - واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم؟
 - البته که باور دارم.
 - اگر باور داری، طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن.
یک لحظه سکوت .... و کوهنورد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.
گروه نجات روز بعد یک کوهنورد یخ زدۀ مرده را پیدا کردند. بدنش از طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود، در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

نظر یادتون نره!

ارسال در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 توسط ارباب شادی

 

اینم یه عکس متحرک برای گوشی

یادت نره!

خودت میدونی چی را می گم؟

 

ارسال در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 توسط ارباب شادی
 

اینم یه عکس متحرکبه نام خاک تو سر ما گوسفند عاشق می شه

سلام.ببخشید که دیر آپ کردم.

اما عوضش که عکس متحرک بسییار زیبا براتون گذاشته ام.

 

چیز همیشگی فراموش نشه!

 

 

منظورم همون نظر بابا عقل کل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

ارسال در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 توسط ارباب شادی
 

اینم یه عکس متحرک به نام گل

نظر یادتون نره!

ارسال در تاريخ جمعه چهاردهم تیر 1387 توسط ارباب شادی
 

اینم یه عکس متحرک به نام خندون

نظر یادتون نره!

ارسال در تاريخ جمعه چهاردهم تیر 1387 توسط ارباب شادی

 

اینم یه عکس متحرک قشنگ برای شما به نام سوسک مزاحم

نظر یادتون نره!

ارسال در تاريخ دوشنبه دهم تیر 1387 توسط ارباب شادی
قالب وبلاگ